بعد هر سرگیجه
الا سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۱۳ ب.ظاره .
میرقصیم .
به ساز گوش خراش دنیاتون میرقصیم.
فقط
بعد هر سرگیجه
وقتی با یک زخم جدید بلند شدیم
ما رو اون رقاص قدیمی نبینید.
بعد نمایشه که همه لباس رنگیشون رو از تن درمیارن...
اره .
میرقصیم .
به ساز گوش خراش دنیاتون میرقصیم.
فقط
بعد هر سرگیجه
وقتی با یک زخم جدید بلند شدیم
ما رو اون رقاص قدیمی نبینید.
بعد نمایشه که همه لباس رنگیشون رو از تن درمیارن...
‘’ اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا میرساندم …
اگر مانده بودی … ‘’
همیشه خودمو بین کلمات این آهنگ گم میکنم.
تو ثانیه هاش گیر میفتم . یکبار حسرت نماندن میخورم، انگار من معشوقه ام .
ثانیه ی بعد از ته دل آه میکشم که چرا نماند .
مستقیم با قلب صحبت میکند. کاری به ظاهر ندارد .
‘’ اگر با تو بودم … ‘’
‘’ اگر مانده بودی ‘’
آرام است اما تپش قلب میگریم با شنیدن .
طوری که میخواهم آنقدر بدوم که خود را در آغوشش بیندازم…
میدوم و میرسم .. اما این بار من عاشق و او معشوق است .
معشوقی که نماند و اگر میماند ز او مینوشتم و او را میسرودم …